«ه»
|
|
هر چه خورده پس نداده !: |
به کنایه به اشخاص خیلی چاق گویند.
|
|
هر چه برشتیم پنبه شد !: |
کارمان بی نتیجه ماند.
|
|
هر دو پا را در یک کفش کرده : |
ایستادگی و پافشاری پیش گرفته .
|
|
هر که بامش بیش , برفش بیشتر !: |
هر کس ثروتمند تر است گرفتار تر است .
|
|
هشتش گرو نه است : |
خیلی فقیر و تهیدست است .

|
|
هم از توبره می خوره , هم از آخور !: |
در مورد افراد دورو و منافق گفته می شود.
|
|
هم فاله هم تماشا : |
در موردی گفته می شود که یک کار دو سود داشته باشد.
|
|
هنوز دهنش بوی شیر می ده !: |
جوان و بی تجربه است .
|
|
هیچکس نمیگه ماست من ترشه !: |
همه خود را بی عیب می دانند.
|
|
هر چه این ریخته او جمع کرده : |
تقلید کورکورانه کردن.
|
|
هر چه دختر همسایه چل تر برای ما بهتر : |
آنچه می گویم به نفع توست و هیچ سود و زیانی برای من ندارد.
|
|
هر چیزی بجای خویش نیکوست : |
هر چیزی بجای و به وقت خود حق است .
|
|
هر دو سرش منفعت است : |
از هر طرف که اقدام کنی برایت نفع دارد .
|
|
هر کس خر شد ما پالانیم : |
تغییر و تحول روسا برای ما زیانی ندارد.
|
|
هر که تنها به قاضی رود راضی باز آید : |
هر آنکس که رود تنها بقاضی
زقاضی خرم آید گشته راضی

|
|
همه سرو ته یک کرباسیم : |
راحتی نیست نه در مرگ و نه در نیستی ما . کفن و جامه همه از سر یک کرباسند.
|
|
هیچ مرده ای را به این پاکی نشسته بود : |
با همه بد اخلاق بوده و این برای اولین بار است که با کسی خوش رفتاری کند.
|
|
هادی , هادی اسم خود بر ما نهادی : |
یعنی که به ارتکاب عمل خلافی دست زده ای و مرا بدان متهم می کنی.
|
|
هائی شد و هوئی شد کل بنوائی رسید : |
یعنی که مقدمات طوری آماده گشت که او از آن استفاده برد.
|
|
هر آتش که داری بسوزان : |
یعنی وقت برای انجام کار تو مناسب است از آن استفاده کن .
|
|
هر جا را ببری خون بر می آید : |
یعنی شرایط برای همه یکسان است .
|
|
هر جا که پریرخی است دیوی با اوست : |
یعنی گل و خار و نیش و نوش باهمند و باید آنرا در نظر داشت .
|
|
هر چه از خوبی او بگم کم گفتم : |
یعنی قادر به شمردن خوبیهای او نیستم .
|
|
هر چه پیش آید خوش آید : |
یعنی در مقابل حوادث بی اعتنا و بی تفاوت می مانم .

|
|
هر چه در نظرت خوار اید روزیت به کار آید : |
یعنی فقط فکر استفاده از وسیله ای را که الان نیاز تو را بر طرف می کند مباش .
|
|
هر چه هست ظاهر و باطن همین است : |
یعنی که آشکارا و بدون تقلب اصل چیزی را در اختیار دیگری قرار داده است .
|
|
هر چه هم بزنی گند این گنداب بیشتر در میاد: |
یعنی هر قدر کنجکاوی در روشن شدن حقیقت بخرج دهی بیشتر به موضع ناهنجار آن پی خواهی برد.
|
|
هر خاتونی یک جور آش می پزه : |
یعنی همه اتفاقات و حوادث یک جور رخ نمی دهند.
|
|
هر چیزی به یک دفعه امتحانش می ارزه : |
اغلب چیزها را می توان قبل از استفاده مورد آزمایش قرار داد.